حرفهای من 1

باسلام خدمت دوستان خوبم از امروز تصمیم گرفتم برای حرفهایی که تو دلمه و جوابی براش ندارم یک طبقه بندی خاص تو وبلاگ قرا بدم  پس از این به بعد قسمت حرفهای من مربوط به این موضوعات خواهد بود

.

میدونم که در مورد تقدیر و سرنوشت خیلی صحبت کردیم و دوستان نظرات بسیار خوبی ارائه دادند

تو جامعه دو جور اینو معنی میکنند یک گروه نظرشون اینه که تقدیر و سرنوشت همه انسانها مشخصه و فقط کارهای بد ویا خوب ما کمی زمانشو تغییر میده

وعده ای میگن تقدیر یک بهانست برای اونهایی که تلاشی نکردند

خوب حرف من حالا چیه

میگیم مرگ و زندگی ما دست خداست درسته و در دفتر افرینش زمان و چگونه اتفاق افتادن آن مشخصه

خوب اگر اینها مشخصه پس چگونه قبول نکنیم که زندگی حال گذشته و اینده ما مشخص نیست

یکی از یاران امام گفت:« یا امیرالمومنین، مراقب خود باشید، زیرا ما نگرانیم مبادا این معاویهملعون، غافلگیرتان کند و با حمله‌ای ناگهانی، شما را بکشد

امام علی در پاسخ فرمود:« اینکه گفتی او ملعون است، راست گفتی؛ علاوه بر این، دین هم ندارد، بدبخت ترین ستمکار و ملعون ترین کسی است که علیه امامان هدایت یافته شورش کرده. اما اجل ( زمان معین مرگ هر انسان)، نگهبان آدمی است و پیش از فرارسیدنش، خطری آدم را تهدید نمی‌کند.
هر انسانی را چندین فرشته محافظت می‌کنند که در چاه نیفتد یا دیواری بر سرش خراب نشود یا بلای دیگری سرش نیاید، اما همین که اجل او فرا رسید، همان فرشتگان، از میان او و سرنوشتش کنار می‌روند تا زندگیش به پایان برسد. من نیز همین گونه‌ام؛ و هنگامی که اجلم فرا برسد، بدبخت ترین فرد دنیا بر می‌خیزد و سر و صورت و ریشم را به خون می‌آمیزد. این پیمانی است که بسته شده و وعده‌ای راست و حقیقی است

حالا سئوال من اینه که کدامش درسته که روز ی و تقدیر هرکسی مشخص هست و یااینکه نه همش اشتباه هست

اخرشم میدونم نتونستم حرف دلمو بیان کنم ولی حسابی فکرم درگیرست  

 

 

/ 24 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فائزه

سلام بهداد خوبی شما؟ فرق است بین قضا و قدر.

سحر

سلام کمتر پیش میاد که وبلاگ یکی رو کامل بخونم ولی وبلاگ شما رو کامل خوندم همراه با کل آرشیوها البته آرشیوها رو مختصرتر نگاه کردم با توجه به شرایطی که داشتید نا امیدی در نوشته هاتون موج میزنه ولی باید بدونید که خداوند هیچ بلا یا مصیبتی رو بدون حکمت قرار نداده به طور حتم صلاح شما همین بوده. وچه بسا که خداوند شرایط بهتر و مساعد تری رو برای شما در زمانی که خودش مقدر کرده قرار داده باشد.پس به خداوند متعال ایمان قلبی داشته باشید و مطمئن باشید خداوند بهترینها را برای بندگان خودش رقم خواهد زد در مورد ازدواج هم نباید دیگران را منع کرد چون سنت پیغمبر بوده و هست و شکستن سنت پیامبر درست نیست ولی همیشه ازدواج ویا خیلی از کارهای دیگر انسان همراه با تدبیر و دیدی باز باید صورت گیرد یا حق التماس دعا برم تا بچم بیدار نشده

مامانی هستی (سایه صبور )

سلام از محبتها و احوالپرسیهات ممنونم . و اما درمورد مطلبت . این درست که اجل هرزمان برسه همون خواهد شد که نوشته شده است و سرنوشت هرانسانی نیز از قبل نوشته شده است اما یک مطلب اینجا متفاوت است و آن اینکه من معتقدم سرنوشت هر آدمی در زندگی دنیوی بدست خودش تعیین میشود و این سوای سرنوشت نوشته شده است که به آن تقدیر الهی نیز میگویند زیرا انسان با رفتار و سکنات و انتخاب خویش سرنوشتش را میسازد .خوب یا بد شدنش بدست خود انسان است . یک مثال ساده : اگر در تربیت فرزند مرتکب اشتباهی بشوی تا پایان راه او نیز این اشتباه را دنبال خویش میکشد و چوبش را والدین میخورند مثل لوس کردنش مثل زیاده خواهی اش مثل انتخاب دوست و حرکتهای اجتماعیش ... پس به این ترتیب این توی نوعی هستی که حدودی از سرنوشتش را ساخته ای بی اینکه بدانی او را مورد ظلم قرار داده ای یا مورد حمایت و محبت ... و این معقوله در تمامی مقاطع زندگی غیر از تربیت فرزند وجود دارد . در ادامه ی تحصیلات و انتخاب رشته . در ازدواج و انتخاب همسر . در انتخاب شغل و ادامه آن . در انتخاب رفتارهای اجتماعی (آیا ساکت و توسری خور باشی یا نترس و یا پر مدعا ) و امثالهم همه ی اینها بستگی به ا

بيتا مهرپويا

سلام خوبی اقا بهداد؟ به نظر من قسمت رو قسمت جنبون می جونبونه زیاد بهش گیر نده از دستت دلخور میشه هاااااااااااااا[چشمک]

فاطمه

بسیار مسئله مهمی است اما من معتقدم که تقدیر و سرنوشت انسان از پیش تعیین شده است.

فائزه

اگر زندگي انسان براساس سرنوشت و قضا و قدر تعيين شده، پس انسان چه اختياري دارد؟در پاسخ مي گوييم:در مورد سرنوشت، دو تفسير وجود دارد: تفسير نخست مى گويد: سرنوشت هر كس از روز نخست، بدون اطلاع و حضور او، از طرف خداوند تعيين شده و بنابراين هر كس با سرنوشت معيّنى از مادر متولد مى شود كه قابل دگرگونى نيست (هر انسانى نصيب و قسمتى دارد كه ناچار بايد به آن برسد. چه بخواهد و چه نخواهد،‌و كوشش ها براى تغيير سرنوشت بيهوده است. بنابراين تفسير،‌ بديهى است كه انسان موجودى مجبور و بى اختيار است.ولى بررسى منابع اسلامى نشان مى دهد اين تفسير مورد تأييد اسلام نيست و قبول و پذيرش آن، تمام مفاهيم مسلّم اسلامى از قبيل:‌ تكليف، جهاد، سعى و كوشش و استقامت و غيره را به هم مى ريزد. استاد مطهرى مى گويد: "اگر مقصود از سرنوشت و قضا و قدر الهي،‌ انكار اسباب و مسببات و از آن جمله قوه و نيرو و اراده و اختيار بشر است، چنين قضا و قدر و سرنوشتى وجود ندارد و نمى تواند وجود داشته باشد".[1]قضا و قدر و سرنوشت به معناى صحيح آن است كه بدانيم قضا در اصل به معناى حكم، و قدر به معناى اندازه گيرى است كه به قضا و قدر تكوينى و تشريعى تقسيم مى شود.م

فائزه

قضا و قدر تشريعى به معناى فرمان الهى در تعيين وظايف فردى و اجتماعى انسان ها و مقدار و حدود اين وظايف است؛ مثلاً مى گوييم نماز واجب است (اين قضاى تشريعى است) سپس مى گوييم مقدار نماز در هر شبانه روز هفده ركعت است. (اين يك قدر الهى است).[2]طبق قضا و قدر تكويني، سلسله نظام علت و معلول به خداوند منتهى مى شود، ولى اين موضوع هيچ گونه مخالفتى با آزادى اراده و اختيار انسان ندارد. اعمال انسان، هم مستند به خود او است و هم مستند به خدا، اما استناد آن به خود او به دليل اين است كه با آزادى اراده، آن را انجام مى دهد و اما استناد آن به خدا به دليل اين است كه هستى انسان و تمام نيروهاى او و حتى آزادى اراده او از ناحية‌ خالق جهان آفرينش است و علل و اسبابى كه شرط تحقق يك عمل مى باشد از اوست. در قرآن آيات زيادى وجوددارد كه به صراحت اختيار انسان و نقش اراده او را بيان داشته است؛ مانند آيه: "ليس للانسان الا ما سعي؛ براى انسان چيزى جز حاصل سعى او نيست".[3]و مانند آيه: "ان الله لا يغير ما بقوم حتى يغيروا ما بانفسهم؛ خداوند سرنوشت هيچ قومى را تغيير نمى دهد مگر خودشان آن را تغيير دهند".[4]در احاديث اسلامى نيز بر اين

مترسک

سلام خوبی من آپ شدم یه سر بزنی خوشحال میشم

سجاد.الینا

سلام وبلاگ زیبایی دارید بیش ماهم بیا خوشحال میشیم