زبان

ولادت امام حسن مجتبی را بشما خوبانم تبریک میگم

ولادت امام حسن مجتبی

من کوچکتر از اونم که خودمو با این امام مقایسه کنم ولی من هم زخم خورده زن هستم و من هم تنهای تنهایم

از زخم زبانها خسته شدم

دیگه از دست این زبان مردم خسته شدم میدونم قبلا هم گفتم ولی چه کنم فقط با نوشتن اروم میشم

میدونید از طلاق گرفتن سختر زبان مردمه دیگه خسته شدم گاهی باخودم میگم میروم خودمو گم گور میکنم ولی تا بحال نتونستم


واقعا سخته وقتی مردم اولین حرفی که بعد از سلام میزنند این باشه که گفتیم داماد نشی  دیگه اصلا فکر ازدواج نکن  خودت خواستی خودت اسرار کردی

ترس از ازدواج

باور کنید هروقت صحبت ازدواج میشه تمام تنم میلرزه بدم میاد از خودم بعضی وقتها انقدر بهم میرزم که باخودم یمگم میروم اون زنو میکشم که با من اینکارو کرد دیگه از زنها میترسم دیگه از مردم میترسم دیگه از این جامعه میترسم ازاین دنیا ...........................

خاطرات تلخ

بعضی ها براحتی میگن ازدواج کن نمیدوند من چمه نمیدوند ازدواج برای من شروع و یاد اور آن خاطرات تلخه بدم میاد

زندگی مجردی

میخوام خودمو براری یک زندگی مجرد ی آماده کنم زندگی بدون زن نیمخوام شما ها را از ازدواج منصرف کنم ولی ازدواج برای من هیچ کدوم از چیزهایی که من در فکرم و خیالاتم فکر میکردم داتشه باشه نداشت فقط یک رویاست و واقعیت نداره

جالبه برام خانوادم هم میگن اسم ازدواج را نزن و هروقت میگم دیگه فکرشم نمیکنم میگن ناشکری میکنی و داری کفر خدا میگی خودشونم موندن

شاید دیر بدیر بیام نت اول تصمیم داشتم ببندمش ولی دیدم دلم رضا نیمده پس دیر بدیر می ایم

باید خودم به تنهایی وفق بدم تا زمان مرگ از اون دنیام میترسم اخرت برام دعا کنید دوستار همه شما هستم

تو این شبها منو  از دعای خود بی نسیب نکنید

میدونم به بعضی از دوستان قول دادم دیگه از این حرفها نزنم شرمنده شما هستم از ذهنم نمیره بیرون منو ببخشید حلالم کنید اگر تو اینجا قلبی را شکستم و یا کسی را رنجاندم منو حلالم که دوست داشتم برگردم به زندگی ولی نمیشه من خودمو سپردم به سر نوشت و میدونم و تجربه شده برام که نمیتونم سرنوشتمو عو ضکنم ..................

امیدم بخداست و هرچه تقدیرم کرده باشه راضیم

 

 

 

/ 0 نظر / 11 بازدید