سخن تلخ

 

با سلام وشرمنده شما خوبانی که دراین مدت بمن سرزدید

اگر ابدیت قبلی را خوانده باشید من مدتیست بیمارم نوعی سردرگمی که هنوز خود را نیافتهام دیگر از بقیه ناامید شده بودم که چند هفته پیش به کلینیک مشاوره روانشناسی مراجعه کردم

وقتداد برای هفتهاینده رفتم ایشان مدتی بامن صحبت کرد و این نظریهرادادکه دارای بالای 60 درصد افسردگی هستم قرارشد هفتهایندهبرم رفتم دکترمرا عوض کردهبودند گفتند دکتر قبلی مثل اینکه ازدرمان منبازمانده دکتر جدید هم  مقداری دارو که حدودا خیلی گران بود کمی راهنماییکرد راحل های بمنداد که شاید زمانی برای شما نوشتم ایشان هم فکر کنم نتونست درمانم کنه گفت برو بهترمیشی

این هم راه حل اخر پیش دکترهمرفتم دیگر نیمدانم چیبکنم بنا بقولی که داده بودم چند روزی میروم مسافرت تا ببینم چی میشه شاید بهتر بشم برام دعا کنید

دوستانی بمن سرزدند ولی من نتونستم سر بزنم که خیلی شرمنده رویشان هستم دوستانی هم بخاطر اینهکه سر نزدم ویا سرزدم پیام های جالبی نگذاشتم ازمن دلخور شدم شرمنده این خوبان هستم بهتر بشم جبران خواهم کرد

 

بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم          فلک را سقف بشکافیم وطرحی نو دراندازیم

اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزد               من وساقی بدو تازیم و بنیادش براندازیم

شراب ارغوانی را گلاب اندر قدح ریزیم                   نسیم عطر گردان را شکر در مجمر اندازیم

چو در دستست رودی خوش بزن مطرب سرودی خوش

  که دست افشان غزل خوانیم وپاکوبان سراندازیم

صبا خاک وجود ما بدان عالیجناب انداز                        بود کان شاه خوبانرا نظربرمنظراندازیم

یکی از عقل میلافد یکی طامات می بافد                    بیا کاین داوریها رابه پیش داور اندازیم

بهشت عدن اگر خواهی بیا با ما بمیخانه                    که از خمت یکسر بحوض کوثر اندازیم

سخن دانی و خوش خوانی نمورزد در شیراز

بیا حافظ که تا خود رابملکی دیگر اندازیم

 

هنوز نمیدانم من برای کسی اهمیتی دارم یانه هنوز در پی اونم (دنبال این اهنگ میگردم )چون خیلی به حال هوای من میخوره تودنیای واقعی که ولم کردم به خودم تودنای مجازی نمیدونم فکر کنم اینجا هم تازگی ها خیلی زود اعصبانی میشم وزود بدم میاد مثل بچه هاشدم  تنهایم نگذارید

با همه این چیزها امیدمرا بخدا ازدست ندادهام هنوز امیدم به اوست اگر همین امیدرا نداشتم نمیدانم چه بلایی سر خودم میاومدم وقتی به دوستان میگم باورشون نیمشه چون منو همیشه خنداندیدن و نیمدونند توقلبم چیمیگذره الان کمترمیخندم واونهم بخاطر شاد کردن دوستان موفقباشید باز میام مینویسم ولی کی خداداند شاید بعداز مسافرت همینجا ازدوستانیکه قول همکاری مساعدتدادند تشکر قدردانی میکنم موفقباشید