درخت محبت

 

سلام به همه عزيزان خودم ميدوانم كه چندروز نبودم و أبديت نكردم راستش را بخواهيد درست جمعه پيش نگار عزيز بمن خبر داد كه ميخواهد وبلاگ خاطرات عاشورا را ابديت كند وكرد وقرار شد من شب در وبلاگم بنويسم ولي متاسفانه شب شوهر خواهرم كامپيوتر منرا بردند خانه خودشان كار داشتند واول قرار بود 60 روز ولي من تونستم امروز پس بگيرم باور كنيد اين يك هفته بمن خيلي سخت گذشت وقتي أمدم ديدم چند تن از شما عزيزانم نگرانم شده بوديد خيلي خوشحال شدم كه كساني هستند كه در نبود من نگرانم هستند همينجا بخاطر اينكه بيخبرشان گذاشته بودم پوزش ميخواهم چيزهاييزيادي رابراي أبديت أماده كرده بودم ولي بعد پشيمان شدم خبر دارشدم چند تن از عزيزانم در بستر بيماري هستند همينجا دعا براي سلامتيشان از شما خواستارم

 

ميدانيد كه اين هفته را هفته درختكاري گذاشته بودند با خود گفتم چه زيباميشود ما هم در دل همديگر نهال خوبي ومهرباني وهم دلي بكاريم تا بماند يادگار مانند ان نهال باور كنيد وقتي نهالي را ميكاريم خيلي خوشحال ميشويم وبدانيد وقتي نهال دوستي ومحبت را هم در دل همديگر بكاريم كينه ها دشمني ها و....................فراموش كنيم خيلي زيبا ميشودسال جديد در راه است پس بياييد كاغذي را كه در قلبمان كينه ها و بديهارا نوشته ايم پاره كنيم ودوباره خوبي و وووووووبنويسيم

باور كنيد من كه حتي كوچكترين خوبي شما را فراموش نكرده وبياد دارم از مصطفي عزيز كه وبلاگ نوشتن را يادم داد تا.......

عزيزان من اگرظرف اين چند ماه از من بدي ويا حرفي زده ام ويا كاري كرده ام كه باعث أزار شما شده ام از شما پپوزش ميخواهم بياييد فراموش كنيم روزهاي تلخ را, وروزهاي خوبي را كه باهم بوده ايم مرور كنيم اميدوارم سال جديد خوبي را داشته باشيد يك ابديت خوب هم أماده كردهام كه تاچند روز ديگه در وبلاگ خواهم گذاشت