قدردانی

شب يلدا مبارک

 

با سلام داستان( کار1و2و3و4)بپایان رسید هدف من از نوشتن این داستان یا خاطره این بود که دوستانی که برای آینده خود درمورد کاروعیره .. نگران هستند وناامید کمی امیدوارشان کنم که من از توکلم به خدا و امامان و تلاش خودم بود که توانستم تاب بیاورم ومشکلات را تحمل کنم واگر شما دوستان هم توکلتان را بخدا و امامان بیشتر کنید مطمئن باشید دیگر مثل من نگران آینده نخواهید بود .منتظرخاطرات دیگرم بزودی باشید.

از همه شما دوستان که با پیامها وپیشنهادات وانتقادات خود بمنیاری رساندید سپاسگزارم امیدوارم بتوانم جبران کنم وباز هم از ایشان برای نوشته های دیگرم دست یاری دراز میکنم با تشکر از این افراد

يگانه-شراره-ستاره- یهدا - مصطفی- بابک-سمانه- الناز-ونوس-نگار-صبورا-بارون بهار وخاله جودی-بابا عظیمی ومریم-ساحل-شیدا-سوگلی-صادق-نریمان-سارا-ساناز- کلنل-نازنین-رسول-نازی-رها-اتیک-عسل بانو-آیدا--حامد-دونیا-بابک جردن -دختر دنیا-ستاره سحر/شيفته- سجاد-ترانم و بسیاری دیگر

منتظر پیشنهادات و انتقادات وراهنماییهای شما هستم.-;{@

اگر احتمالن غلط املایی واشکال دیگری بود بخوبی خودتان ببخشید

بزودی جديدترين خاطراتم را خواهم نوشت